بررسی تأثیر احساس محرومیت نسبی بر قوم‌گرایی سیاسی قوم تالش

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران

2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان، رشت، ایران

4 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان، رشت، ایران

چکیده

موضوع این پژوهش، سنجش میزان قوم‌گرایی سیاسی قوم تالش و هدف آن، تبیین رابطه‌ی متغیر احساس محرومیت نسبی با قوم‌گرایی سیاسی این قوم است. قوم‌گرایی سیاسی یکی از گونه‌های قوم‌گرایی است که بر اساس آن، یک قوم علاوه بر تلاش برای حفظ تمایزات خود با اقوام دیگر، خواهان مشارکت در قدرت سیاسی بر اساس مؤلفه‌های قومی است. چارچوب نظری این مقاله نظریه‌ی رابرت گر است که احساس محرومیت نسبی را علت خشونت سیاسی می‌داند. در این مقاله، خشونت قومی و به طور خاص قوم‌گرایی سیاسی به عنوان یکی از مظاهر و مصادیق خشونت سیاسی در نظر گرفته شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش،  پیمایش و ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه‌ است. جامعه‌ی آماری پژوهش، کلیه افراد 15 سال و بالاتر در شهرستان‌های تالش‌نشین گیلان هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 480 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردیده است. اعتبار ابزار پژوهش با استفاده از روش اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شده است. نتایج تحقیق، در بخش توصیفی نشان می‌دهد که پاسخ‌گویان پژوهش از قوم‌گرایی سیاسی در سطح بالا و از احساس محرومیت نسبی در همه‌ی ابعاد در حد متوسط برخوردارند. بررسی آزمون فرضیه‌ها نیز نشان می‌دهد که هر سه متغیر احساس محرومیت نسبی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی-اجتماعی با قوم‌گرایی سیاسی رابطه دارد، هرچند احساس محرومیت نسبی فرهنگی بیشترین تأثیر را بر قوم‌گرایی سیاسی دارد. در پایان راهکارهایی برای کاهش قوم‌گرایی سیاسی و تقویت همبستگی ملی در میان قوم تالش ارائه گردیده است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating the Effect of the Feeling of Relative Deprivation on the Political Ethnicity of the Talesh Ethnic Group

نویسندگان [English]

  • ali ehterami 1
  • ali asqar ghasemi 2
  • reza simbar 3
  • Hamid Ebadollahi Chenzanagh 4
1 Corresponding Author, PhD Student in Political Science, Islamic Azad University, South Tehran Branch, Tehran, Iran.
2 Assistant Professor of Political Science, Kharazmi University, Tehran, Iran.
3 Professor, Department of Political Science, University of Guilan, Rasht, Iran
4 Associate Professor, Department of Social Sciences, University of Guilan, Rasht, Iran.
چکیده [English]

The main concern of this study is evaluating the extent of political ethnicity of Talesh ethnic group and it aims at explaining the relationship between the feeling of relative deprivation and the political ethnicity of this ethnic group. Political ethnicity is one of the types of ethnicism according to which an ethnic group in addition to striving to maintain its differences with other ethnic groups seeks to participate in political power on the basis of the ethnic components. Theoretical framework of the study is Robertger's theory which considers the feeling of relative deprivation as the cause of the political violence. In this article, ethnic violence, particularly political ethnocentrism, is considered as one of the manifestations and examples of the political violence. The method adopted in this study is survey and the data collection tool is a questionnaire. The statistical population was all the over fifteen-year-old citizens (inclusively) of Talesh residing cities in Guilan province and through Cochran's formula, 480 people were determined as the sample size. The validity of the research tool was confirmed by means of the face validity method and its reliability was confirmed through Cronbach's alpha. The results of the research, in the descriptive part, show that the respondents have a high level of political ethnocentrism and a moderate sense of relative deprivation in all dimensions. Examination of the hypotheses also shows that all the three variables of relative political, cultural, and socio-economic deprivation are somehow related to the political ethnicity, but the feeling of relative cultural deprivation has the greatest impact on the political ethnicity. Finally, some suggestions for reducing the political ethnicity and the strengthening the national solidarity among the people of Talesh have been proposed.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Feeling of relative deprivation
  • Ethnocentrism
  • political ethnocentrism
  • Talesh Ethnic Group
اصغری نیاری، ی؛ محموداوغلی، ر (1397)، احساس محرومیت نسبی در میان قوم بلوچ و تاثیر آن بر خشونت سیاسی، پژوهش سیاست نظری (پژوهش علوم سیاسی)(23)، 306-335.
ربانی، ع.، یزدخواستی, ب.، حاجیانی، ا.، میرزایی، ح. (1387)، بررسی رابطه هویت ملی و قومی با تاکید بر احساس محرومیت و جامعه پذیری قومی: مطالعه موردی دانشجویان آذری، کرد و عرب، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه خوارزمی)،16(63), 33-69.
صالحی امیری، س (1385)، مدیریت منازعات قومی در ایران، تهران: مرکز تحقیقات استرتژیک.
صدیقی بیدگلی، آ (1395)، کنش سیاسی دانشجویان و تأثیر محرومیت نسبی بر آن، راهبرد اجتماعی فرهنگی، 5(18)، 243-269.
عبدلی، ع (1380)، ایرانشناسی: نگاهی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به قوم تالش. مطالعات ملی، 8(2)، 107-138.
عظیمی، ن (1381)، پویش شهرنشینی و مبانی نظام شهری، تهران، مشهد: نشر نیکا.
علیخواه، فردین (1387)، عوامل مرتبط با انواع قوم گرایی در میان کردهای ایران. پایاننامه دکتری تخصصی، دانشگاه علامه طباطبائی (ره)، دانشکده علوم اجتماعی.
فروزان مهر، پ (1393)، بررسی تأثیر محرومیت نسبی بر هویت ملی ساکنان شهرستان کارون، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز.
فریدی هفتخوانی، آ (1392)، تحلیل جغرافیای سیاسی شباهت ها و تفاوت های قوم تالش در دو سوی مرز، پایاننامه کارشناسی ارشد جغرافیا (گرایش جغرافیای سیاسی)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت.
قربانی‌ریک، ر،.  معدنی، س (1396)، عوامل اجتماعی مؤثر بر همزیستی گروههای قومی در تالش، علوم رفتاری (ابهر)، 32(9)، 139-160.
قلی زاده، س (1390)، رابطه احساس محرومیت نسبی با هویت قومی (مطالعه موردی: جمعیت بلوچ شهر زاهدان)، پژوهشهای دانش زمین، 2(5)، 1-14. ##
کسروی، ا (1307)، شهریاران گمنام: ایران، تهران: انتشارات امیر کبیر.
محبوبه، م. د.، احمد، ر.، صادق، ص (1398)، مقایسه‌ی رفتارهای محیط زیستی بین گروه های قومی مطالعه ی موردی: اقوام آذری، تالش و گیلک در استان های گیلان و اردبیل. جامعه شناسی کاربردی (مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان)، 30(3)، 62-64.
محمدزاده، ح (1390)، عوامل مرتبط با انواع قوم گرایی در میان کردهای ایران، پایان نامه دکتری تخصصی، دانشگاه علامه طباطبائی (ره)، دانشکده علوم اجتماعی.
نواح, ع؛ تقوی نسب، س. (1386)، تأثیر احساس محرومیت نسبی بر هویت قومی و هویت ملی مطالعه موردی: اعراب استان خوزستان. مجله جامعه شناسی ایران، 8(2)، 142-163.
 
Allen, N. W., & Barter, S. J. (2017). Ummah or Tribe? Islamic Practice, Political Ethnocentrism, and Political Attitudes in Indonesia. Asian Journal of Political Science, 25(1), 45-67.
Aschauer, W. (2016). Societal Malaise and Ethnocentrism in the European Union: Monitoring Societal Change by Focusing on Eu Citizens' Perceptions of Crisis. Historical Social Research/Historische Sozialforschung, 307-359.
Aschauer, W., & Mayerl, J. (2019). The Dynamics of Ethnocentrism in Europe. A Comparison of Enduring and Emerging Determinants of Solidarity Towards Immigrants. European Societies, 21(5), 672-703.
Branscombe, N. R., Schmitt, M. T., & Harvey, R. D. (1999). Perceiving Pervasive Discrimination among African Americans: Implications for Group Identification and Well-Being. Journal of personality and social psychology, 77(1), 135.
Elchardus, M., & Siongers, J. (2007). Ethnocentrism, Taste and Symbolic Boundaries. Poetics, 35(4-5), 215-238.
Gar, T. R. (1998). Why Humans Rebel.
Hooghe, M. (2008). Ethnocentrism. International Encyclopedia of the Social Sciences, 1-5.
Sumner, W. G. (1906). Folkways: A Study of the Sociological Importance of Usages, Manners, Customs, Mores, and Morals. Boston, Ma: Ginn and Co. Go to original source.