<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>راهبرد اجتماعی فرهنگی</title>
    <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/</link>
    <description>راهبرد اجتماعی فرهنگی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان برنامه هفتم پیشرفت با نگاه به مسائل زن و خانواده</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_243375.html</link>
      <description>برنامه‌های توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور از مهم‌ترین برنامه‌ریزی‌های کشور است که اقدامات کلان اجرایی را مشخص می‌کند. از برنامه دوم تا هفتم، موضوع زن و خانواده در این برنامه‌ها قابل پیگیری است و احکامی در این زمینه‌ها مصوب شده است؛ در برنامه هفتم پیشرفت که ذیل گفتمان سیاسی اصولگرایی تدوین و تصویب شده است، فصل مجزایی به موضوع زن، خانواده و جمعیت اختصاص‌یافته و علاوه بر این موادی نیز به‌صورت پراکنده در متن برنامه به این موضوع پرداخته است. با توجه به این‌که بررسی رویکرد برنامه‌های توسعه به مسائل زنان و خانواده می‌تواند در مسیر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی این عرصه مفید فایده باشد، در این پژوهش تلاش شد با رویکرد پژوهش کیفی و با تمرکز بر تحلیل گفتمان به روش لاکلا و موفه، احکام برنامه هفتم با موضوع زنان و خانواده، بررسی شود. دال مرکزی این برنامه &amp;amp;laquo;الگوی سوم زن&amp;amp;raquo; است که ادبیات انقلاب اسلامی در موضوع زن به شمار می‌آید. این برنامه در دال مرکزی خود هم در تمایز با برنامه سوم توسعه با رویکرد زن و توسعه و هم با برنامه چهارم توسعه با رویکرد جنسیت و توسعه است. این برنامه که در گفتمان سیاسی اصولگرایی طراحی شده است با برنامه پنجم توسعه نیز تمایزاتی دارد و توجه به جایگاه خانواده را هم‌زمان با توجه به کنش اجتماعی زنان دنبال کرده است. در این برنامه، خانواده‌گرایی در کنار توسعه کنشگری اجتماعی زن توأمان قابل ردیابی است و با تمرکز بر نشانه‌های &amp;amp;laquo;خانواده‌گرایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنش اجتماعی زنان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حمایت از مادری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عاملیت‌افزایی زنان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الگوی حکمرانی و اقدام&amp;amp;raquo; مفصل‌بندی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکای مفهوم حفره های ساختاری در شبکه های اجتماعی موردمطالعه؛ فصل هفتم برنامه تلویزیونی حسینیۀ معلّی در اینستاگرام</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_235162.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر با واکاوی مفهوم حفره‌های ساختاری در شبکه‌های اجتماعی و با تمرکز بر فصل هفتم برنامه تلویزیونی &amp;amp;laquo;حسینیۀ معلّی&amp;amp;raquo; در بستر اینستاگرام، در پیِ بازتعریف مفهوم &amp;amp;laquo;حفره‌های ساختاری&amp;amp;raquo; در چهارچوب بومی و فرهنگی-دینی جوامع اسلامی و طرح رویکرد &amp;amp;laquo;تحلیل شبکه اسلامی (INA)&amp;amp;raquo; است. این پژوهش با به‌کارگیری روش کیفی-ترکیبی شامل تحلیل شبکه‌های اجتماعی کیفی (QSNA)، تحلیل تماتیک و تحلیل محتوای چندمنبعی، ساختار روابط، نقش میانجی‌گران و تأثیر شکاف‌ها بر جریان اطلاعات و انسجام هویتی در شبکه مذکور را مورد مطالعه قرار داده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شکاف‌ها در این شبکه به دو نوع کارساز و مسئله‌ساز تقسیم می‌گردند؛ شکاف‌های کارساز به‌عنوان فرصت‌هایی برای نوآوری و تعمیق ارتباطات میان گروه‌ها عمل می‌کنند، درحالی‌که شکاف‌های مسئله‌ساز منجر به گسست اجتماعی، بروز حفره‌های ساختاری و در نهایت فروپاشی شبکه می‌گردند. بنابراین مدیریت هوشمند شکاف‌ها توسط میانجی‌های معنوی، فرهنگی و رسانه‌ای برای حفظ انسجام و مشروعیت سیاسی-مذهبی امری مهم به شمار می‌رود. در نهایت رویکرد تحلیل شبکه اسلامی، علاوه بر ارتقای فهم علمی، می‌تواند زمینه‌ساز سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و رسانه‌ای کاربردی در جهت تقویت انسجام دینی و پیشگیری از بحران‌های فرقه‌ای نیز باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و ارزیابی عوامل تقویت کننده امید اجتماعی جوانان (مطالعه ای در استان گیلان)</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_241159.html</link>
      <description>موضوع این پژوهش بررسی جامعه‌شناختی &amp;amp;laquo;امید اجتماعی جوانان استان گیلان&amp;amp;raquo; است. هدف تحقیق؛ کشف، تبیین و مدل‌سازی سازوکارهای چندبُعدی مؤثر بر شکل‌گیری، پایداری و ارتقای امید اجتماعی در میان جوانان استان گیلان است؛ به‌گونه‌ای که روابط پیچیده و تعاملات میان عوامل مختلف مورد شناسایی و تحلیل قرار گیرد. این پژوهش با اتخاذ رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از روش &amp;amp;laquo;نظریه داده‌بنیاد&amp;amp;raquo;، از طریق انجام 21 مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته با جوانان 18 تا 35 ساله استان گیلان به جمع‌آوری داده‌ها پرداخته است. سؤال اصلی پژوهش، پیرامون شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت امید اجتماعی و تعامل این عوامل در ساختار امید اجتماعی است و تحلیل داده‌ها با استفاده از فرایند کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفته و منجر به شناسایی، دسته‌بندی و تحلیل جامع عوامل کلیدی تقویت‌کننده امید اجتماعی در پنج بُعد اصلی شامل عوامل فردی (تلاش، نگرش مثبت، خودباوری)، اجتماعی (عدالت، مشارکت و سرمایۀ اجتماعی)، اقتصادی (ثبات، فرصت‌های شغلی و عدالت اقتصادی)، سیاسی (شفافیت، مشارکت و برقراری عدالت سیاسی) و آموزشی-رسانه‌ای (انتشار محتوای مثبت و انگیزشی، آموزش مهارت‌های زندگی و توانمندسازی فردی) شده است. یافته‌ها نشان دادند که امید اجتماعی جوانان حاصل تعامل پویا میان عوامل یادشده است. بر پایه تحلیل داده‌ها، مدل &amp;amp;laquo;معماری امید اجتماعی&amp;amp;raquo; به‌عنوان نظریه‌ای بومی ارائه شد که چگونگی درهم‌تنیدگی این مؤلفه‌ها را در تکوین و تقویت امید اجتماعی جوانان تبیین می‌کند و می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و فرهنگی آینده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناسی تاریخیِ نهادسازی انقلابی در اقتصاد ایران: بررسی تطبیقی شش نهاد دهه ۱۳۶۰</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_241199.html</link>
      <description>انقلاب اسلامی ایران پدیده‌ای نوظهور در عصر مدرن محسوب می‌شود. خروج از وضعیت انقلابی و تثبیت ارزش‌های جایگزین نیازمند ایده نهادسازی بود. نهادهای انقلابی به‌عنوان شکل جدیدی از نهادهای فعال در حوزه سیاست‌گذاری عمومی و حکمرانی ایران پساانقلاب، از متغیر‌های مختلفی در زمینۀ تأسیس خود اثر پذیرفتند. مقالۀ حاضر شرایط تاریخی تأسیس نهادهای انقلابی اقتصادی در ایران پس از وقوع انقلاب اسلامی در دهه ۱۳۶۰ را بررسی می‌کند. هدف مقاله، شناسایی شرایط علّی و زمینه‌های تاریخی مؤثر بر شکل‌گیری این نهادها و تبیین منطق نهادی حاکم بر تأسیس آن‌ها است. پژوهش با تمرکز بر شش نهاد اقتصادی انقلابی شامل بنیاد مستضعفان، بنیاد مسکن، جهاد سازندگی، سازمان اقتصاد اسلامی ایران، ستاد اجرایی فرمان امام و کمیته امداد امام خمینی(ره) انجام شده است. روش تحقیق، مقایسه‌ای-کیفی و مبتنی بر تکنیک جبر بولی است که امکان تحلیل ترکیب‌های مختلف شروط علّی را فراهم می‌سازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد تأسیس این نهادها متأثر از سه شرط مشترک بوده است: &amp;amp;laquo;شکل‌گیری ائتلاف‌های حامی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ناتوانی رژیم پهلوی در حل مشکلات سیاستی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تأکید و هشدار رهبر انقلاب در گفتار سیاسی&amp;amp;raquo;. نتایج مقاله حاکی از آن است که نهادهای انقلابی اقتصادی به‌عنوان پاسخ‌های نهادی بدیل، نقش مهمی در بازتعریف حکمرانی اقتصادی و اجتماعی ایران پس از انقلاب ایفا کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از فراغت تا فردیت: مطالعه‌ی کیفی تأثیر سبک‌های گذران اوقات فراغت بر سلامت روان و روابط اجتماعی و فرهنگی دختران نوجوان</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_244263.html</link>
      <description>در عصر دیجیتال، مفهوم &amp;amp;laquo;فراغت&amp;amp;raquo; در میان دختران نوجوان ایرانی دچار بازتعریف اساسی شده است. درحالی‌که در سنت اسلامی و فرهنگ ایرانی، فراغت به‌عنوان زمانی برای خودسازی، تأمل و تحکیم روابط خانوادگی شناخته می‌شد، گسترش فناوری‌های دیجیتال، محدودیت‌های جنسیتی و تغییرات فرهنگی، معنای تازه‌ای از فراغت را شکل داده‌اند. هدف این پژوهش واکاوی کیفی نحوه تجربه و بازتعریف فراغت در میان دختران نوجوان شهری است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ دختر ۱۳ تا ۱۸ ساله در تهران گردآوری و با روش تحلیل تماتیک (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شد. یافته‌ها سه الگوی اصلی از تجربه فراغت را آشکار کردند: 1. فردگرایی ناسالم که در آن فضای مجازی پناهگاهی برای گریز از فشارهای خانوادگی و اجتماعی است 2. جمع متناسب که شامل فعالیت‌هایی مانند شنیدن موسیقی، مطالعه رمان و تبادل معنوی در فضای مجازی با روابط محدود؛ اما معنادار است و 3. اجتماعیت تطبیقی که در آن دختران با بهره‌گیری از فضاهای فرهنگی محدود، فراغت را به عرصه‌ای برای تقویت هویت و تعلق اجتماعی بدل می‌سازند. نتایج نشان دادند که فضای مجازی در سطوح نیمه‌جمعی و جمعی، می‌تواند بستری برای شکل‌گیری &amp;amp;laquo;حیای دیجیتال&amp;amp;raquo; و بازتولید ارزش‌های اخلاقی باشد. در نهایت، پژوهش نتیجه می‌گیرد که مسئله اصلی، نه ذات فناوری، بلکه فقدان فضاهای فراغتیِ امن و معنادار برای دختران نوجوان است. این مطالعه با تلفیق رویکرد جامعه‌شناسی اجتماعی، فمینیسم اسلامی و اخلاق فناوری، چهارچوبی نو برای درک فراغت به‌مثابه فرایندی اخلاقی و خلاقانه ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی پیامدهای پنهان مهندسی ذهن بر افکار و رفتار اجتماعی</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_229757.html</link>
      <description>مهندسی ذهن به‌عنوان رویکردی میان‌رشته‌ای، با بهره‌گیری از یافته‌های علوم شناختی، روان‌شناسی و علوم اعصاب، تلاش می‌کند سازوکارهای ذهن و مغز انسان را بشناسد و از طریق فناوری‌های نرم نظیر رسانه، بر افکار، نگرش‌ها و رفتار‌های اجتماعی تأثیر بگذارد. اهمیت این موضوع در جهان امروز ازآن‌روست که پیامدهای آشکار و پنهان مهندسی ذهن می‌تواند بر ساختار‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جوامع اثرات عمیقی برجای گذارد. هدف پژوهش حاضر شناسایی و دسته‌بندی پیامدهای پنهان مهندسی ذهن بر افکار و رفتار اجتماعی و ارائه چهارچوبی تحلیلی برای فهم و مدیریت این پیامدها در سطح فردی و اجتماعی است. برای دستیابی به این هدف، داده‌های پژوهش از طریق تحلیل محتوای متون تخصصی و منابع علمی گردآوری شد. سپس این داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون کدگذاری و دسته‌بندی شدند. در ادامه، مضامین اصلی استخراج و از طریق روش‌های اعتبارسنجی، نتایج مورد تأیید قرار گرفت. یافته‌های پژوهش شامل 54 مضمون سازمان‌دهنده و 8 مضمون فراگیر است. این مضامین پیامدهای پنهان مهندسی ذهن را در حوزه‌هایی چون ایجاد باور، تغییر باور، تغییر رفتار، نفوذ، مقابله با نفوذ، مشروعیت بخشیدن به نظام‌های سیاسی، جهت‌دِهی افکار عمومی و ایجاد تفاهم عمومی نشان می‌دهند. نتایج حاکی از آن است که مهندسی ذهن می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دِهی نگرش‌ها و تصمیم‌گیری‌های اجتماعی ایفا کند. ازهمین‌رو، این پژوهش علاوه بر غنای نظری، پیشنهادهای کاربردی برای بهره‌گیری مسئولانه از مهندسی ذهن در سیاست‌گذاری‌ها ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش های سازمان های مردم نهاد و ارائه راهبردهای سیاست گذاری جلب مشارکت آن ها در پیشگیری اجتماعی از اعتیاد</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_232960.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر با شناسایی چالش‌های سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه آسیب‌های اجتماعی به ارائه راهبردهای سیاست‌گذاری به‌منظور جلب مشارکت آنان در زمینۀ پیشگیری اجتماعی از اعتیاد به روش تحلیل تماتیک پرداخته است. داده‌های پژوهش با انجام مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته با 20 نفر از مؤسسان، کارشناسان و فعالان به‌شیوه نمونه‌گیری نظری و هدفمند گردآوری شده است. با استفاده از روش تحلیل تماتیک بروان و کلارک و با وارسی دقیق رونوشت متن مصاحبه‌ها و با انجام کدگذاری، 75 کد اولیه شناسایی شدند. با ترکیب کدهای اولیه، 14 تم فرعی استخراج شد و سپس در ذیل 2 تم فراگیر یکپارچه شدند و به کمک بخش‌هایی از اظهار نظر مشارکت‌کنندگان به انتزاع کشیده شده‌اند. به این ترتیب، تم‌های فرعی ناهماهنگی نهادهای متولی امور سمن‌ها، برداشت سیاسی از فعالیت سمن‌ها، تهدیدانگاری فعالیت سمن‌ها، تضاد منافع سمن‌ها با برخی گروه‌ها و نهادها، اتهام‌زنی انتظامی-امنیتی به سمن‌ها، ممانعت از حضور در عرصه سیاست‌گذاری، ممانعت از شبکه‌سازی سمن‌ها و نظارت و کنترل سخت‌گیرانه تم فراگیر &amp;amp;laquo;چالش‌های سمن‌ها&amp;amp;raquo; را برجسته کردند و تم‌های فرعی فرهنگ‌سازی اعتماد به عملکرد سمن‌ها، بازتدوین قوانین بسترساز هم‌گرایی دولت با سمن‌ها، بازتدوین قوانین عدم‌مداخله انتظامی-امنیتی در امور سمن‌ها، بازتدوین مقررات متعهد به حمایت و پرهیز از اتهام‌زنی به سمن‌ها، بازتدوین قوانین تأمین امنیت جانی و مالی مؤسسان و فعالان و تدوین قوانین مشارکت سمن‌ها در سیاست‌گذاری اجتماعی، تم فراگیر &amp;amp;laquo;راهبردهای سیاست‌گذاری جلب مشارکت&amp;amp;raquo; را برجسته کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه جنسیتی یافته های پژوهشی گذران اوقات فراغت سالمندان؛ سیاست ها و راهکارها</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_232028.html</link>
      <description>در این مقاله اهمیت اوقات فراغت در زندگی سالمندان بعنوان گروهی رو به فزونی، جایگاه آن در ارتباط با افزایش کیفیت زندگی مطرح و لذا چگونگی گذران اوقات فراغت بر حسب تحقیقات انجام شده مورد بررسی قرار گرفته است. هدف آن است که با معرفی تفاوت های اوقات فراغت زنان و مردان سالمند هم از بعد میزان و هم از بعد فعالیت، زمینه لازم جهت برنامه ریزی و سیاستگذاری اجتماعی روشن شود. تحقیق با رویکرد کیفی و به تحلیل محتوای کلیه آثار پژوهشی مرتبط و در دسترس از دهه 80 به این سو به شیوه تمام شماری پرداخته است. در نهایت با معرفی سیاستهای ناظر به موضوع گذران فراغت سالمندان از یکسو و تحلیل داده های حاصل از ۸ پژوهش معتبر از ۱۸ مقاله پژوهشی، مقولات اصلی، مقولات فرعی و مفاهیم هر یک بطور مستقل و نیز در ارتباط با یکدیگر احصا کرده است. مهمترین یافته های تحقیق عبارتند از: گذران اوقات فراغت سالمندان دو جنس بر حسب زمان، نوع فعالیت و مکان گذران متفاوت است. تمایز جنسیتی در فعالیت های ورزشی فراغتی خود را به بارزترین شکل عیان می سازد. استقلال کمتر، عهده داری مسئولیت کار خانگی و نقش های مراقبتی، در بین زنان و محدودیت دسترسی، زندگی در تنهایی و هزینه ها بطورکلی از اصلی ترین موانعی است که عمدتا تعیین کننده اصلی گذران اوقات فراغت به شمار می رود. در نهایت بر حسب مقولات، راهکارهای عملیاتی و گام های اجرایی در جهت بهبود و تحقق مطرح شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاستگذاری اجتماعی دولت ج .ا .ا در حمایت از بخش خصوصی در برابر تحریم های اقتصادی (۱۳۹۰-۱۴۰۰)</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_247518.html</link>
      <description>اقتصاد ایران در دهه ۱۳۹۰، تحت تأثیر تحریم‌های فزاینده بین المللی، وابستگی ساختاری به درآمدهای نفتی و ضعف نهادهای برنامه ریز، با ناپایداری‌های عمیق و چندبُعدی مواجه شد. پیامد این وضعیت، آسیب پذیری گسترده بخش خصوصی در برابر اختلال در زنجیره تأمین، افت سرمایه گذاری، کاهش بهره وری و محدودیت در صادرات بود. در واکنش به این شرایط، دولت به عنوان نهاد سیاست‌گذار اجتماعی   مجموعه ای از سیاست‌ها و اقدامات حمایتی را ا در حوزه هایی نظیر تأمین مالی، تجارت خارجی، کاهش هزینه های تولید، بهبود محیط کسب وکار و ارتقای حکمرانی اقتصادی به اجرا درآورد. پرسش اصلی مقاله آن است که سیاست‌ها و اقدامات اجتماعی  دولت در شرایط تحریمی دهه ۱۳۹۰ چه تأثیری بر کاهش مخاطرات ناشی از تحریم و تقویت بخش خصوصی در اقتصاد ایران داشته است ؟ در پاسخ، این فرضیه مورد تأکید قرار می گیرد  که سیاست ها واقدامات  اجتماعی  دولت (State)  در جهت حمایت از بخش خصوصی در مواجهه با تحریم های اقتصادی تحمیلی از ابتدای دهه 1390 به دلیل ساختار دولتی اقتصاد، محدودیت شدید منابع مالی، ضعف در مدیریت و سیاست‌گذاری و شدت و سختی سازوکارهای تحریمی نتوانست در قالب نقش های هدایت کنندگی ، مشارکتی و کاتالیزوی زمینه کاهش آسیب پذیری بخش خصوصی و تقویت آن را در ساختار اقتصادی ایران فراهم سازد.   سیاست‌های اجراشده عمدتاً موقتی، واکنشی و غیرساختاری باقی ماندند و امکان گذار به توسعه پایدار و تاب‌آور در بخش خصوصی ایجاد نشد . مقاله با تحلیل این روند، به ارزیابی انتقادی کارآمدی سیاستگذاری اجتماعی دولت  دولت در دوره تحریم می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تله آینده پیش فرض در سیاست گذاری خانواده در عصر دیجیتال؛ بازخوانی تفسیری اسناد بالادستی و دیدگاه خبرگان</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_247519.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی کیفی و تفسیری، منطق‌های حاکم بر سیاست‌گذاری خانواده دیجیتال را با تأکید بر نسبت میان آینده پیش‌فرض و آینده خلق‌شده بررسی می‌کند. داده‌های پژوهش از دو سطح مکمل گردآوری شده‌اند: نخست، تحلیل هدفمند اسناد سیاستی ملی و بین‌المللی مرتبط با خانواده، فناوری و حکمرانی دیجیتال؛ و دوم، ۱۶ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه‌های سیاست‌گذاری، خانواده، رسانه و فناوری. تحلیل داده‌ها بر پایه تحلیل مضمون قالب‌پذیر و با اتکا به رویکرد مایلز و هیوبرمن انجام شده و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، به استخراج هفت تم نهایی انجامیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌های موجود عمدتاً در سطحی انفعالی و ریسک‌محور باقی مانده و بیشتر بر کنترل آسیب‌ها، امنیت سایبری، حریم خصوصی و پیامدهای منفی فناوری تمرکز دارند، در حالی که ظرفیت‌های آینده‌نگر، مأموریت‌محور و هم‌آفرینانه در آن‌ها کمتر دیده می‌شود. در مقابل، مقاله استدلال می‌کند که گذار به آینده خلق‌شده مستلزم تحول در منطق حکمرانی، تقویت ظرفیت‌های آینده‌نگری راهبردی، توسعه تنظیم‌گری ساختاری پلتفرم، ایجاد هماهنگی نهادی میان بازیگران مرتبط و مشارکت واقعی خانواده‌ها و نهادهای مدنی در فرایند سیاست‌گذاری است. همچنین، نتایج نشان می‌دهد که خانواده‌ها باید فراتر از مصرف‌کنندگان فناوری، به‌مثابه ذی‌نفعان و کنشگران فعال در طراحی آینده دیجیتال شناخته شوند. در مجموع، این پژوهش با صورت‌بندی یک چارچوب تحلیلی برای سیاست‌گذاری خانواده دیجیتال، بر ضرورت گذار از مدیریت بحران به سوی حکمرانی پیش‌دستانه، آینده‌نگر و مأموریت‌محور تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحولات نگرشی جوانان ایرانی به سن مناسب ازدواج از سال 1383 تا 1402: با تاکید بر الزامات سیاستی</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_247547.html</link>
      <description>سن ازدواج نقش مهم و اثرگذاری در تشکیل خانواده و فرزندآوری دارد. بررسی تحولات نگرشی به سن مناسب ازدواج جوانان می تواند در پیش بینی تحولات آینده جمعیت کشور و تدوین و اجرای برنامه های دقیق و هوشمند موثر باشد. این تحقیق با استفاده از تحلیل ثانویه داده های سه موج از پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان به دنبال رصد تحولات نگرشی به سن مناسب ازدواج جوانان طی سه مقطع 1383، 1394 و 1402 و تبیین سهم عوامل موثر و تفاوت های آنها طی سه دهه گذشته است. یافته ها نشان می دهد که در طی هر مقطع یکسال و طی سه دهه گذشته تقریبا دو سال بر سن مناسب ازدواج دختران و پسران افزوده شده است. با کنترل متغیرهای تحقیق وضع شغلی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و وضع تحصیلی اثر و تفاوت معناداری بر سن ازدواج جوانان داشته اند. طی 30 سال اخیر تحصیلات متغیری کلیدی با سهمی افزایشی در سن مناسب ازدواج دختران و پسران بوده است. افراد مجرد، گروه سنی 30 تا 49 سال، شاغل و با تحصیلات دیپلم و بالاتر سهم بالایی طی دهه های اخیر بر افزایش نگرش به سن ازدواج جوانان داشته اند. از این رو، سیاست ها و برنامه ریزی های اثرگذار باید به دنبال تغییر ارزش ها و نگرش های خانواده محور از طریق برنامه های تحول فرهنگی و همزمان بهبود شرایط اقتصادی در جهت تشویق جوانان به تشکیل خانواده باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مفاهیم و کارکردهای هنر اسلامی در اسناد سیاستی جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_247548.html</link>
      <description>«هنر اسلامی» مفهومی کانونی در گفتمان فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ایران است که به‌شکل نظام‌مند در اسناد سیاستی بالادستی جمهوری اسلامی ایران نهادینه شده‌است. باوجوداین، تحلیل نظام‌مندی پیرامون چگونگی مفهوم‌پردازی و کارکردشناسی «هنر اسلامی» در این اسناد صورت نگرفته است. این مقاله با هدف واکاوی این گفتمان رسمی، به این پرسش اصلی پاسخ می‌دهد: «هنر اسلامی در اسناد سیاستی بالادستی جمهوری اسلامی ایران چگونه مفهوم‌پردازی شده و چه کارکردهایی برای آن تعریف شده‌است؟». بدین‌منظور، با روش تحلیل مضمون ترکیبی مبتنی‌بر رویکردهای استقرایی و نظری، ۱۵ سند کلیدی از قبیل قوانین، سیاست‌های کلی و اسناد راهبردی، به‌صورت هدفمند انتخاب و مضامین مرتبط با هنر در آن‌ها تحلیل شد.
یافته‌ها نشان می‌دهند که «هنر اسلامی» در این اسناد یک «برساخت گفتمانی» هنجاری و کارکردگرا است که هویت خود را در یک شبکۀ معنایی دوقطبی کسب می‌کند: از منظر ایجابی، از طریق پیوند با «تعهد» به مبانی ارزشی اسلامی و انقلابی؛ و از منظر سلبی، از طریق «تقابل» با «دیگری» متخاصم یعنی تهاجم فرهنگی، ابتذال و غرب. این گفتمان، که بازتاب الگوی سیاست‌گذاری فرهنگی دولت‌محور است، مجموعه‌ای از کارکردهای ابزاری را برای هنر تعریف می‌کند که شامل ابعاد ایدئولوژیک و تربیتی  با هدف ترویج ارزش‌ها، ابعاد هویتی و فرهنگی برای صیانت از هویت اسلامی-ایرانی و ابعاد سیاسی و امنیتی در راستای مقابله در جنگ نرم و اعمال قدرت نرم است. درنهایت، طی یک فرایند «جابه‌جایی معنایی» راهبردی، مفهوم «هنر اسلامی» با تغییر گرانیگاه از ابعاد صرفاً کلاسیک خود، به‌عنوان یک استاندارد هنجاری-کارکردی و هم‌راستا با مفهوم «هنر متعهد» بازتعریف شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زمینه‌های فرهنگی مؤثر بر انضباط اجتماعی در بین جوانان شهر تهران</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_247558.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی زمینه‌های فرهنگی مؤثر بر انضباط اجتماعی در بین جوانان شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی- اکتشافی و کیفی با رویکرد داده‌بنیاد مبتنی بر استراوس و کوربین بود. شرکت‌کنندگان شامل 17 نفر از خبرگان و صاحب‌نظران فرهنگی و اجتماعی بودند که به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته بود و تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از کدگذاری سه‌مرحله‌ای باز، محوری و گزینشی انجام شد. نتایج نشان داد که الگوی مطلوب وضعیت فرهنگی در حوزه انضباط اجتماعی در بین جوانان شامل پنج بعد شامل شرایط علّی (آموزش فرهنگی و تربیت اجتماعی، الگوهای مرجع فرهنگی، بیگانگی فرهنگی و بحران هویت جوانان و ناهم‌خوانی سیاست‌ها با واقعیات اجتماعی)، شرایط زمینه‌ای (تعلق اجتماعی و مشارکت جمعی، طراحی شهری منضبط، بیگانگی فرهنگی جوانان، نقد رسانه‌ای بی‌نظمی اجتماعی و کارکرد آموزشی فضای مجازی)، شرایط مداخله‌گر (شامل هنجارهای گروهی و تأثیر همسالان و طراحی فضاهای تعاملی)، راهبردها (رسانه‌های جمعی و گفتمان عمومی، سیاست‌گذاری فرهنگی جوان‌محور، نهادهای مدنی و تقویت مشارکت فرهنگی و نقش هنر در نهادینه‌سازی نظم اجتماعی) و پیامدها (وجدان اخلاقی و خودکنترلی، مشارکت جوانان در امور فرهنگی فرهنگ گفت‌وگو و حل تعارض و اعتماد اجتماعی و تعامل سازنده) می‌باشد. بنابراین انضباط اجتماعی نه پدیده‌ای صرفاً فردی، بلکه محصول ساختارهای فرهنگی و محیط اجتماعی است که جوانان در آن زندگی می‌کنند و برای مدیریت آن تنها یک راه حل وجود ندارد و باید از ترکیبی از راه‌حل‌های فرهنگی، اجتماعی، کالبدی و فناورانه استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هویت‌های نوظهور در جوانان و آسیب‌های نوپدید و راهبردهای مواجهه با آن(با تأکید بر ماده 77 قانون برنامه هفتم توسعه)</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_247646.html</link>
      <description>مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تحلیل هویت‌های نوظهور و آسیب‌های نوپدید در میان جوانان شهر تهران  و راهبردهای مواجهه با آن(با تأکید بر ماده 77 برنامه هفتم توسعه)اجرا شد. روش:پژوهش‌ کاربردی و روش آن ‌علّی است. پژوهش با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه اجرا شد. جوانان20 تا 35 ساله در شهر تهران، جامعه آماری را تشکیل می‌دهند، که بر مبنای اطلاعات مندرج در درگاه ملی آمار، 3278929  نفر بوده‌اند. نمونه مورد مطالعه 327 نفر هستند که به روش خوشه‌ای انتخاب شده‌اند. پرسشنامه‌ها از طریق فرم گوگل در میان نمونه توزیع و تکمیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثر بی‌موبایل‌هراسی بر وضعیت کلی هویت اجتماعی منفی ومعنی‌دار است. اثر سن جوانان بر ابعاد نوموفوبیا و وضعیت کلی بی‌موبایل‌هراسی مشاهده نمی‌شود ولی بر هویت اجتماعی وابعاد آن اثر دارد.بین عدم توانایی برقراری ارتباط و بعد فردی هویت اجتماعی با میزان تحصیلات جوانان رابطه مثبت و معنی‌دارمشاهده می‌شود.ولی با از دست‌دادن ارتباط، عدم دسترسی به اطلاعات، از دست‌دادن راحتی و آسایش، وضعیت کلی بی‌موبایل هراسی،  بعد جمعی هویت اجتماعی و وضعیت کلی هویت اجتماعی رابطه معنی‌داری دیده نمی‌شود. نتایج: بی‌موبایل‌هراسی و ابعاد آن در مجردین و متأهلین، تفاوت معنی‌داری ندارد ولی هویت اجتماعی و ابعاد فردی و جمعی آن در جوانان متأهل وضعیت بهتری دارد.بی‌موبایل‌هراسی و هویت اجتماعی در جوانان شاغل با بیکار تفاوت معنی‌داری ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای ارتباط نهادی علم، دولت و جامعه در رفع تناقض میان انبوه تولیدات علمی و فقدان اثرگذاری اجتماعی و نهادی در مسیر تولید علوم انسانی در جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_248416.html</link>
      <description>با وجود گسترش کمّی آموزش عالی و افزایش تولیدات علمی در حوزه علوم انسانی طی دهه‌های اخیر، این تحولات نتوانسته است به همان نسبت موجب ارتقای کیفیت حکمرانی، سیاست‌گذاری عمومی و حل مسائل اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران شود. این وضعیت نشان‌دهنده وجود شکاف میان ظرفیت‌های علمی کشور و میزان اثرگذاری اجتماعی و نهادی دانش است. پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد گسست نهادی میان علم، دولت و جامعه و ارائه الگویی بومی برای بازسازی این پیوند انجام شده است. پژوهش از حیث هدف، بنیادی و از نظر رویکرد، کیفی است و با بهره‌گیری از روش تحلیل اسنادی و تحلیل مفهومی انجام شده است. داده‌ها از طریق بررسی کتاب‌ها، اسناد، مقالات علمی و منابع مرتبط با حکمرانی دانش، سیاست‌گذاری علم و ارتباط علم، دولت و جامعه گردآوری و با رویکرد استنتاج نظری تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کاهش اثرگذاری علوم انسانی، ناشی از سه سطح گسست نهادی است: در نهاد علم، غلبه رویکردهای کمّی، ضعف مسئله‌محوری و محدودیت ارتباط با نظام تصمیم‌سازی؛ در نهاد دولت، ضعف سازوکارهای سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد و ترجمان دانش؛ و در نهاد جامعه، کاهش مرجعیت اجتماعی علم و اختلال در بازخوردهای اجتماعی. بر این اساس، پژوهش الگویی بومی مشتمل بر پنج مؤلفه «حکمت مهنی»، «مسئله‌پردازی ایجابی»، «هویت معرفتی مشترک»، «ترجمان معرفتی» و «بازتعریف کارویژه نهاد علم» ارائه می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که ارتقای کارآمدی علوم انسانی بیش از توسعه کمّی، به کیفیت تعامل نهادی میان علم، دولت و جامعه وابسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی حکمرانی ارزش‌مبنای هوش مصنوعی در ایران مبتنی بر سند ملّی هوش مصنوعی</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_248418.html</link>
      <description>تحول شتابان هوش مصنوعی و نفوذ فزاینده آن در عرصه‌های حکمرانی، ضرورت بازطراحی الگوهای سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری را دوچندان کرده است. در ایران، «سند ملّی هوش مصنوعی» نخستین سند بالا دستی برای همسوسازی توسعه فناوری با ارزش‌های اسلامی – ایرانی، عدالت اجتماعی و حاکمیت داده به شمار می‌رود. با این حال، شکاف میان اصول ارزشی و سازوکارهای اجرایی، نیازمند ارائه الگویی منسجم و ارزش‌مبناست. پژوهش حاضر با اتکا به نظریه «طراحی حسّاس به ارزش‌ها» و تحلیل مضمون اسناد و مصاحبه با ۹ نفر از خبرگان، به تبیین الگوی حکمرانی ارزش‌مبنای هوش مصنوعی در ایران می‌پردازد. داده‌ها از طریق تحلیل اسناد و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون کدگذاری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که حکمرانی هوش مصنوعی در ایران با چالش‌هایی نظیر «فقدان نهاد حکمران مستقل»، «پیچیدگی فنی و بحران شفافیت مدل‌ها» و «تعدد نهادهای موازی» مواجه است. بر اساس تحلیل‌ها، الگوی پیشنهادی شامل سه لایه راهبردی، عملیاتی و نظارتی است که به ترتیب بر «هسته اخلاق، آگاهی و کرامت انسانی»، «تنظیم‌گری پویا و مشارکت‌جو» و «شفافیت و مسئولیت‌پذیری الگوریتمیک» تمرکز دارد. این الگو با تبدیل ارزش‌هایی چون عدالت، کرامت انسانی و استقلال داده‌ای به سازوکارهای اجرایی، زمینه توسعه مسئولانه و اعتمادآفرین هوش مصنوعی را فراهم می‌کند. همان‌گونه که در متن مقاله آمده است: «سند ملّی به دنبال هوش مصنوعی بومی، عدالت‌محور و انسان‌مدار است» و «هر پروژه هوش مصنوعی ابتدا باید مجوز اخلاقی بگیرد». الگوی پیشنهادی می‌تواند مبنایی برای گذار از رویکردهای پراکنده به حکمرانی یکپارچه، یادگیرنده و ارزش‌محور در ایران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سینمای داستانی ایران در تقویت مشارکت اجتماعی (1380–1395)</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_248495.html</link>
      <description>سینما به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین محصولات فرهنگی، نقش مهمی در شکل‌دهی به رفتارها، نگرش‌ها و تعاملات اجتماعی افراد ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی نقش سینمای داستانی ایران (1380-1395) در تقویت مشارکت اجتماعی از دیدگاه متخصصان فرهنگ و هنر به عنوان یک راهبرد در امتداد بند 18 سیاست‌های کلی برنامه هفتم انجام شده است. مطالعه‌ حاضر با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و به‌کارگیری روش تحلیل مضمون، از طریق انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با ۱۲ نفر از متخصصان حوزه جامعه‌شناسی هنر، سیاست‌گذاری فرهنگی و تولیدات سینمایی، به تحلیل تأثیرات چندوجهی سینما بر مشارکت اجتماعی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که سینما از سه مسیر اصلی بر مشارکت اجتماعی اثر می‌گذارد: نخست، محتوای فیلم‌ها از طریق آگاهی‌بخشی، ترویج ارزش‌های جمعی و تشویق به کنش مدنی؛ دوم، تجربه حضور در سینما با ایجاد تعاملات اجتماعی و تقویت پیوندهای میان‌فردی؛ و سوم، نفوذ فرهنگی سینما با گفتمان‌سازی و تشویق به مطالبه‌گری اجتماعی. نتایج تحقیق حاکی از آن است که سینما می‌تواند با نمایش مسائل اجتماعی، تقویت حس تعلق و ایجاد انگیزه برای مشارکت، به ارتقای آگاهی، تصمیم‌گیری عقلانی، مشارکت عملی و رضامندی اجتماعی کمک کند. با این حال، چالش‌هایی نظیر محدودیت‌های محتوایی، کمبود حمایت سیاست‌گذاری و دسترسی محدود تأثیرگذاری پایدار سینما را محدود می‌کنند. این پژوهش پیشنهاد می‌دهد که با تولید محتوای متنوع، توسعه رویدادهای سینمایی و کاهش موانع تولید، از ظرفیت سینما برای تقویت مشارکت اجتماعی بهره‌برداری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی متغیر راهبردی سرمایه اجتماعی و رابطه آن با هویت ملی جوانان با رویکردی به سند چشم‌انداز ایران آینده</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_250344.html</link>
      <description>مفهوم سرمایه اجتماعی، از مفاهیم راهبردی است که به پیوندها و ارتباطات پدیدار شده به وسیله ارزش‌ها و هنجارهای جامعه میان اعضای یک اجتماع انسانی اشاره دارد. این پژوهش باهدف بررسی چگونگی رابطه بین متغیرهای راهبردی هویت ملی و میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان با رویکردی به سند چشم‌انداز ایران آینده، انجام ‌شد. پژوهش با رویکرد کمّی، روش پیمایشی و پرسشنامه ساختمند انجام شد. نمونه آماری، 360 نفر از دانشجویان دانشکده‌های علوم انسانی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که با روش نمونه‌گیری احتمالی از نوع خوشه‌ای انتخاب شدند. برای ارزیابی اعتبار و پایایی ابزار پژوهش، به ترتیب از اعتبار صوری و ضریب الفای کرونباخ استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که میانگین سرمایه اجتماعی پاسخگویان از میانگین مورد انتظار کمتر و میانگین هویت ملی آنها از میانگین مورد انتظار بیشتر است. نتایج نشان داد که بین متغیرهای راهبردی هویت ملی و میزان سرمایه اجتماعی، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین بین میزان سرمایه اجتماعی برحسب رشته تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت اما تفاوت معناداری بین میزان سرمایه اجتماعی با توجه به جنسیت و قومیت، وجود نداشت. رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای مستقل توانستند نزدیک 15 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی مدیریت فضای مجازی بر اساس منظومه فکری آیت‌الله شهید خامنه‌ای و اولویت‌بندی انتظارات از منظر خبرگان</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_250351.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارائه الگوی اولویت‌بندی‌شده برای مدیریت فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران براساس منظومه فکری دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران، شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای تدوین شده است. 
ضرورت این مطالعه از نیاز مبرم به یک چارچوب بومی و منسجم در مواجهه با شرایط پیچیده، بحرانی و غیرشفاف فضای مجازی نشئت می‌گیرد. 
روش‌شناسی این تحقیق مبتنی بر «تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار» و «الگوسازی مفهومی» در حوزه حکمرانی فرهنگی است. 
داده‌ها در دو فاز گردآوری شده‌اند: ابتدا تحلیل نظام‌مند تمامی بیانات، نامه‌ها و ابلاغ‌های در دسترس رهبر شهید انقلاب از ابتدای دوران رهبری تا انتهای عمر با برکت ایشان (مشتمل بر ۱۹۲ گزاره مرتبط) برای احصای الگو، و سپس نظرسنجی از ۲۰ تن از نخبگان و مسئولان ارشد این حوزه جهت اولویت‌بندی راهبردها. 
یافته‌های پژوهش منجر به طراحی یک الگو در دو سطح مفهومی و عملیاتی شد که وظایف را در سه ساحت «مسئولین»، «نخبگان» و «مردم» تبیین می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که حکمرانی مطلوب در این ساحت، مستلزم گذار از نگاه صرفاً امنیتی-فناورانه به «حکمرانی فرهنگی مشارکتی» با تأکید بر مسئولیت‌پذیری چندسطحی و استقلال زیرساختی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی راهبردی بازسازی اعتماد عمومی به نهادهای مدیریت آب در ارتباطات بحران: مطالعه موردی کلان شهر تهران (1398-1404</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_250387.html</link>
      <description>موضوع این پژوهش واکاوی علل شکست پیام های صرفه جویی آب در کلان شهر تهران و طراحی الگوی اقناعی جایگزین است کلان شهر تهران ششمین سال متوالی خشکسالی را تجربه می کند و ذخایر سدهای پنج گانه تأمین کننده آب به کمترین سطح شصت سال اخیر رسیده است؛ با این حال کمپین های ارتباطی متعدد به دلیل فروپاشی اعتماد عمومی به نهادهای مدیریت آب در جلب مشارکت شهروندان ناکام مانده اند. هدف پژوهش طراحی الگوی جامع و بومی پیام اقناعی مبتنی بر بازسازی اعتماد عمومی به نهادهای مدیریت آب برای مدیریت بحران آب در کلان شهر تهران است. روش پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بوده و بر پایه بیست مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با خبرگان چهار حوزه مدیریت منابع آب روابط عمومی مدیریت بحران و جامعه شناسی انجام شده است. نتیجه پژوهش شامل استخراج ۶۲۸ کد اولیه ۸۷ مضمون پایه ۲۱ مضمون سازمان دهنده و ۶ مضمون فراگیر است که حول مقوله محوری اقناع مبتنی بر اعتماد بازیافته سامان یافته اند. الگوی نهایی در چهار سطح تدوین شده است: بنیادین( بازسازی اعتماد و مشروعیت)،استراتژیک( طراحی علمی پیامها)، تاکتیکی( اجراو پیاده سازی چند کاناله) و ارزیابی( پایش و بهبود مستمر ).این الگو چارچوبی عملیاتی با تأکید بر شفافیت، صداقت برون سپاری پیام رسانی به منابع محلی معتبر مشارکت واقعی شهروندان و هوشمندسازی شبکه ارائه می دهد و مسیر ترمیم اعتماد و افزایش پذیرش پیامهای اقناعی را برای سیاست گذاران ترسیم می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«حکمرانی الگوریتمی و تحول مفهوم حمایت حقوقی از زنان: گذار از مسئولیت فردی به عدالت دیجیتال»</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_250737.html</link>
      <description>تحول زیست‌بوم دیجیتال و گسترش حکمرانی الگوریتمی، ساختار سنتی قدرت و الگوهای کلاسیک حمایت حقوقی را با چالش‌های بنیادین مواجه ساخته است. در این میان، زنان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی، با اشکال نوینی از خشونت دیجیتال مواجه‌اند که دیگر صرفاً در قالب رفتار مجرمانه فردی قابل تحلیل نیست، بلکه در بستر معماری پلتفرمی، اقتصاد داده و سازوکارهای الگوریتمی بازتولید می‌شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از ادبیات حقوق دیجیتال، حکمرانی پلتفرمی و عدالت جنسیتی، به بررسی چالش‌های حقوق دیجیتال زنان در نظام حقوقی ایران می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الگوی سنتی عدالت کیفری، به‌دلیل فردمحوری، پسینی‌بودن و بی‌توجهی به نقش ساختاری پلتفرم‌ها و الگوریتم‌ها، در حمایت مؤثر از زنان در فضای دیجیتال ناکارآمد است. بر این اساس، پژوهش حاضر الگوی «حکمرانی عدالت‌محور دیجیتال» را پیشنهاد می‌کند که بر مسئولیت پلتفرمی، شفافیت الگوریتمی، عدالت داده‌ای و حمایت پیشگیرانه ـ ترمیمی استوار است. نوآوری مقاله در آن است که خشونت دیجیتال علیه زنان را نه صرفاً به‌عنوان جرم سایبری، بلکه به‌مثابه بازتاب تحول ساختار قدرت در عصر حکمرانی الگوریتمی تحلیل می‌کند و از رهگذر بازاندیشی در مفهوم مسئولیت، چارچوبی برای بازطراحی حمایت حقوقی از زنان در فضای دیجیتال ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی حقوق کودک در جامعه‌ی ایرانی اسلامی: شناسایی و تحلیل</title>
      <link>https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_250823.html</link>
      <description>پژوهش حاضر  با عنوان «شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی حقوق کودک در جامعه‌ی ایرانی اسلامی: شناسایی و تحلیل» به دنبال شناسایی شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی حقوق کودک در جامعه‌ی ایران اسلامی و شرح محتوایی هر یک از آنها بر اساس بسترهای  جامعه‌ی ایرانی است.
روش پژوهش کیفی با طرح تحقیق تحلیل محتوا است. محقق، ابتدا اقدام به شناسایی، گزینش، مطالعه و تحلیل اسناد و اطلاعات موجود نموده است که شامل پنج عرصه‌ی تعیین‌کننده هستند؛ سپس، به ارائه شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی حقوق کودک در جامعه‌ی اسلامی ایرانی و تدقیق فضای معنایی آنها می‌پردازد. 
یافته‌ها نشان می‌دهند که حقوق کودک در جامعه‌ی ایرانی اسلامی دارای هشت شاخص اجتماعی و فرهنگی شامل:  تعریف کودک؛ حقوق بنیادین کودک؛ خانواده و جایگزین آن؛ سلامت، رفاه و امنیت کودک؛ آموزش کودک؛ گسترش حمایت‌های ویژه از کودکان؛ حمایت از کودکان ویژه؛ جامعه‌ی دوستدار کودک است که هر کدام دارای ابعاد و فضای مفهومی متنوعی هستند.
 در نتیجه، در جامعه‌ی ایرانی اسلامی تعریف کودک و محدوده سنی کودکی شامل دوران پیش از تولد یا دوران جنینی از زمان تشکیل نطفه نیز می‌شود به همین دلیل برای جنین حقوق مختلفی از جمله حق حیات تعریف می‌شود؛ پیرو همین امر سقط جنین غیرمجاز و مطرود است اما در قواعد بین‌المللی با محوریت کنوانسیون حقوق کودک، دوران جنینی مشمول دوران کودکی نمی‌شود و سقط جنین مجاز است. در بیان حق کودکان برای داشتن خانواده و یا خانواده جایگزین، کنوانسیون حقوق کودک به فرزندخواندگی تأکید دارد اما در ایران و جهان اسلام، بر قیمومت و حضانت، تأکید شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
