امکانات راهبردی و نتایج سیاسی اتخاذ رویکرد هرمنوتیکی در مواجهه ایران و غرب در عصر جهانی‌شدن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان

3 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

4 دانشیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین‌الملل

چکیده

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، تقابل و چالش‏های فرهنگی و اجتماعی ایران با غرب به سطح نظام سیاسی مستقر منتقل شد. بر این اساس، جمهوری اسلامی ایران با فعال‌سازی راهبرد عدم تعهد در قبال قدرت‌های استعمارگر در سیاست بین‌الملل و نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، ساخت جدیدی به سیاست خارجی خود بخشید. تحولات جهانی به‌خصوص پس از فروپاشی بلوک شرق و پایان جنگ سرد نظم جهانی جدیدی به وجود آورد که در این نظم جهانی جدید، هزینه‏های پیگیری آرمان‌های انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن به‌تدریج افزایش یافت. از آنجاکه تحلیل‏های متفاوتی از آینده نظم جهانی شده که هر یک از آن‏ها مبانی نظری و تبعات راهبردی خود را داراست؛ پرسش اصلی این مقاله آن است که کدام تحلیل از نظم جهانی در عین وفاداری به اهداف و آرمان‏های انقلاب اسلامی، می‏تواند ما را به‌سوی تفاهم نسبی با غرب و کاهش هزینه‏های تقابل و تعارض کنونی رهنمون سازد؟ در پاسخ به این پرسش و با بهره‏گیری از نظریه هرمنوتیک این فرضیه مطرح ‌شده است که تبیین نظم جهان بر اساس رویکرد نظری هرمنوتیک انتقادی، امکانات راهبردی مناسبی برای کاهش هزینه‏های نظام در عین حفظ ارزش‌های آرمانی انقلاب اسلامی را فراهم می‏سازد. یافته‏های این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی به تجزیه‌وتحلیل مباحث پرداخته است، نشان می‏دهد اتخاذ رویکرد معرفتی هرمنوتیک رهایی‏بخش امکان تدوین سیاست‌های راهبردی هماهنگ در حوزه‌های مختلف چالش‏های میان ایران و غرب، راه برون‏رفت مناسبی برای مسئله یادشده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Strategic Possibilities and Political Outcomes of Adopting a Hermeneutical Approach in Confrontation between Iran and the West in Globalization Era

نویسندگان [English]

  • Mohsen Rezaei Jafari 1
  • Ali Alihosseini 2
  • Alireza Aghahosseini 3
  • Mohammadreza Dehshiri 4
1 Ph.D Candidate in Political Science, University of Isfahan
2 Assistant Professor, Department of Political Science, University of Isfahan
3 Associate Professor, Department of Political Science, University of Isfahan
4 Associate Professor of Political Science, School of International Relations
چکیده [English]

With the victory of the Islamic Revolution of Iran in 1979, cultural and social challenges between Iran and the West were transferred to the level of the established political system. Accordingly, the Islamic Republic of Iran, through the activation of its non-alignment strategy towards colonial powers in international politics, and the denial of any kind of dominance and submission shaped a new foreign policy. Global developments, especially after the collapse of the Eastern Block and the end of the Cold War, led to the creation of a new world order. The main problem is that, in the new world order, the costs of pursuing the ideals of the Islamic Revolution and its resulting system gradually increased. Since there are different analyses about the future of the world order, each of which has its theoretical foundations and its strategic implications, the main question of this article is which analysis of the world order, while loyal to the goals and ideals of the Islamic Revolution, can lead us to a relative mutual understanding with the West and to reduce the costs of current conflict and confrontation. The hypothesis of this article is that the explanation of the world order based on the theoretical approach of critical hermeneutics provides the appropriate strategic means to reduce the cost of the system while preserving the ideal values of the Islamic revolution. The findings of this descriptive-analytical research show that the adoption of an epistemological approach to emancipatory hermeneutics makes it possible to formulate coordinated strategic policies in different aspects of challenges between Iran and the West.

کلیدواژه‌ها [English]

  • World order
  • globalization
  • Hermeneutics
  • strategy
  • Foreign Policy
  • West
استوری، جان (1388). «جهانی‌شدن و فرهنگ ‌عامه»، ترجمه حسین پاینده، ارغنون، شماره 24، 318-301.
آشـوری، داریوش (1371). «ایدئولوژی، اخلاقیات و فرهنگ»، کلک، شماره 32 و 33.
ایمان، محمدتقی (1390). مبانی پارادایمی روش‌های کمی و کیفی تحقیق در علوم انسانی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
بهروز لک، غلامرضا (1386). جهانی‌شدن و اسلام سیاسی در ایران، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
پالمر، ریچارد (1377). علم هرمنوتیک، ترجمه سعید حنایی کاشانی، چاپ چهارم، تهران: هرمس.
تسخیری، محمدعلی (1381). «اسلام، غرب و جهان (کالبدشکافی یک نظریه غربی)»، کتاب نقد، سال ششم، شماره 24 و 25.
خور، مارتین (1386). جهانی‌شدن و جنوب (برخی مباحث انتقادی)، ترجمه احمد ساعی، تهران: قومس.
دلانتی، ژرار (1388). جهان- وطن‏گرایی و خشونت، ترجمه مازیار اسلامی، تهران: سازمان چاپ و انتشارات.
دیباج، سیدموسی (1376). «امکان هرمنوتیک سیاست (ورودی تطبیقی به شرایط و مقدمات آن)»، نامه فلسفه، شماره 1.
صادقی‌زاده، سلمان (1393). «چالش‌های عمده در تبیین پدیده جهانی‌شدن»، سیاست، سال اول، شماره 3.
قزلسفلی، محمدتقی (1390). «بومی‌گرایی در عصر جهانی‌شدن‌ها»، سیاست، شماره 20.
قزلسفلی، محمدتقی (1393). «فلسفه‌ سیاسی در عصر جهانی»، راهبرد، سال بیست‌و‌سوم، شماره 72.
کومسا، آسفاو (1378). «جهانی‌شدن و منطقه‌گرایی و تأثیر آن بر کشورهای درحال‌توسعه»، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، ترجمه اسماعیل مردانی گیوی، شماره 148 و 147.
مارتینز، روبن (1388). جهانی‏شدن و علوم اجتماعی، ترجمه حامد یوسفی، تهران: سازمان چاپ و انتشارات.
محمدپور، احمد (a1389). ضد روش: منطق و طرح در روش‌شناسی کیفی، تهران: جامعه‌شناسان.
محمدپور، احمد (b1389). روش در روش (درباره‌ ساخت معرفت در علوم انسانی)، تهران: جامعه‌شناسان.
معینی علمداری، جهانگیر (1380). موانع نشانه شناختی گفتگوی تمدن‌ها، تهران: هرمس.
معینی علمداری، جهانگیر (1389). روش‌شناسی نظریه‏های جدید در سیاست (اثبات‌گرایی و فرااثباتگرایی)، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
نش، کیت (1392). جامعه‌شناسی سیاسی معاصر: جهانی‌شدن، سیاست و قدرت، ترجمه محمدتقی دل‌فروز، تهران: کویر. 
واعظ، حسام‌الدین (1378). «جهانی‌شدن، جهان اسلام و سیاست‌های جهانی»، مشکوه، شماره 65-62.
Apel, karl- otto(2000). “Globalization and the Need for Universal Ethics”, European Journal of Social Theory, Vol:3, No.2, 137-155.
Gadamer, H. G. (1990). Truth and method, New York: Seabury Press.
Habermas, J. (1970). “Towards a theory of communicative competence”, Inquiry, Vol.13, No.(1-4), 360-375.
Habermas, J. (1988). Der philosophische Diskurs der Moderne: Suhrkamp-Taschenbuch Wissenschaft.
MacIntyre, A. (1977). “Epistemological crises, dramatic narrative and the philosophy of science”, The Monist, Vol.60, No.4, 453-472.
Neuman, W. L. (1997). Social research methods: qualitative and quantitative approaches, Allyn & Bacon, Needham Heights, USA.
Pannenberg, W. (1967). History and Hermeneutic (Vol.4), JCB Mohr (Paul Siebeck).
Rawls, J. (2009). A theory of justice, Harvard university press.