جستجوي مقاله (جستجوی پیشرفته)

در این قسمت شما می توانید عنوان یا قسمتی از خلاصه مقاله مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نموده و لیست مقالات مرتبط را مشاهده نمایید

اخبار نشریه

آخرین شماره

No 27
شماره 27 سال 7
تابستان 1397
|

پربازدیدترین مقالات


آخرین مقالات منتشر شده

در جمهوری اسلامی ایران، بالندگي فرهنگ و مراقبت از آن مورد تأکيد قرار دارد و در اين عرصه آنچه مهم جلوه مي‌نمايد، کاربست مفاهيم آينده‌پژوهانه در فعاليت‌هاي ديده‌باني فرهنگي است. چرا که ديده‌باني فرهنگي متضمن «پويش نشانه‌هاي تحولات فرهنگي»، «شناسايي بهنگام موضوعات پيش‌برنده و بازدارنده فرهنگي»، «پايش و مسئله‏‌شناسي فرهنگي» و «پشتيباني از آينده‏‌نگاري و سياستگذاري فرهنگي» است؛ مفاهیمی که در فعالیت‏‌های موسوم به رصد فرهنگی در کشور، آنچنان که باید، مورد توجه قرار نگرفته‏‌اند. در پژوهش حاضر، با تبيين مولفه‏‌هاي کليدي ديده‏‌باني و همچنين مختصات فرهنگ در جمهوري اسلامي ايران، چارچوب ریخت‏‌شناسانه ديده‏‌باني فرهنگي ارائه شده است تا بستري براي فعاليت‏‌هاي ديده‏‌باني سازمان‏‌هاي فرهنگي فراهم آورد. پژوهش حاضر، روش ریخت‏‌شناسی که روشی کیفی است را به‏‌کار گرفته است؛ تحليل ریخت‏‌شناسانه براي ساختاردهي موضوعات چندبعدي و غيرکمي کاربرد دارد و بر فضاي پارامترها و وضعيت‏‌هاي آن‏‌ها- به جاي تأکيد بر روابط علي - تأکيد دارد. مطابق روش مذکور، با کاوش ادبيات(متن‏‌کاوی) و تشکيل گروه خبره 5 نفره و گفتگوهاي تخصصي، 15 پارامتر براي چارچوب ريخت‏‌شناسانه ديده‏‌باني فرهنگي طراحي شده است و وضعيت‏‌هاي آن‏‌ها ذيل پارامترهاي محتوا و کارکرد (سطوح فرهنگ، عناصر فرهنگ، بافتار پويش، ابعاد و مولفه‏‌هاي کليدي، محصولات و خروجي‏‌ها و کارکرد پشتيباني) و پارامترهاي قالب (نوع انجام فعاليت، گام‏‌هاي اصلي، دامنه، رويکرد انجام، تناوب انجام، افق زماني، منابع، روش کلي و کاربر) ارائه شده است. زمینه ريخت‏‌شناسانه ديده‏‌باني فرهنگي به منظور انتخاب مسيرها براي انجام ديده‏‌باني فرهنگي، گزينه‏‌هايي را بر اساس پارامترها و ارزش‏‌ها ارائه مي‏‌کند. انتخاب اين گزينه‏‌ها به اهداف مد نظر و نيازهاي کاربران بستگي دارد.
جابر مقدم پور - فرهاد درویشی سه تلانی - حاکم قاسمی - عین الله کشاورز ترک
DOI : 0
کلمات کلیدی : افق‏‌پويي، ، فرهنگ اسلامي‏‌ايراني، ، تجزيه و تحليل ریخت‏‌شناسانه، ، آينده‏‌نگاري فرهنگي ،
استفاده ناپایدار از منابع آب- همچون آبیاری ناکارآمد، برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی، سدسازی و تبخیرسازی، پمپاژ رودخانه‌ها و زوال دریاچه‌ها و تالاب‌ها- به مشکلی جهانی تبدیل شده است. تا چند سال اخیر دانشمندان، علم هیدرولوژی را بدون در نظر گرفتن نقش و اثر تلفیقی دخالت انسان بر محیط‌زیست و برعکس، مورد مطالعه قرار می‏دادند. اما بعدها روشن شد که بدون آن، بررسی یک چرخه هیدرولوژی با خطا همراه خواهد بود. به همین دلیل مفهوم جدیدی به نام هیدرولوژی اجتماعی معرفی شد که به اثرات تلفیقی انسان-آب می‏پردازد. بر اساس نتایج مطالعات صورت گرفته و با توجه به اهمیت نقش انسان در تغییرات محیطی به‏ویژه بر پاسخ هیدرولوژیکی حوضه‏ها، مطالعه حوضه‏های آبریز در قالب هیدرولوژی اجتماعی ضروری به‏نظر می‏رسد. بنابراین به منظور حل چالش‏های آبی موجود در حوضه‏های آبریز، نیاز است که متخصصان هیدرولوژی، مدیریت منابع آب، جامعه شناسی و اقتصاد با مفاهیم جدید بین‏رشته‏ای از جمله هیدرولوژی اجتماعی آشنا شوند. در این مقاله، ضمن معرفی این مفهوم، تفاوت آن با مدیریت جامع منابع آب و جامعه‏شناسی آب شرح داده می‌شود. همچنین انواع مختلف بررسی سیستم تلفیقی انسان-آب در هیدرولوژی اجتماعی شامل هیدرولوژی اجتماعی تاریخی، هیدرولوژی اجتماعی مقایسه‏ای، و هیدرولوژی اجتماعی فرآیندی معرفی می‌شوند. در انتها، چالش‏های پیش‌روی هیدرولوژی اجتماعی بررسی می‌گردند.
آمنه میان آبادی - محمدرضا جرگه - حجت میان آبادی - مهدی کلاهی
DOI : 0
کلمات کلیدی : هیدرولوژی اجتماعی، ، جامعه‌‏شناسی آب، ، مدیریت جامع منابع آب و سرزمین، ، رفتار نوظهور، ، هم‌تکاملی ،
آمایش‌سرزمین به عنوان یکی از راهبردهای اصلی برای تراکم‌زدایی از تهران به شمار می‌رود که در قانون اساسی، قوانین برنامه‌های پنج ساله توسعه و ضوابط ملی آمایش‌سرزمین بر وجوب آن از جانب نهادهای ذی‌صلاح تاکید شده است. همچنین تاکنون دو بار ضوابط ملی آمایش‌سرزمین در سال‌های 1383 و1394 به ترتیب توسط هیات وزیران و شورای آمایش‌سرزمین به تصویب رسیده است. باید افزود که هرچند بررسی تحولات آمایش‌سرزمین طی سال‌های گذشته مبین تکوین و تکامل جایگاه این مهم در نظام قانونگذاری کشور است و مقوله آمایش‌سرزمین به رغم فراز و نشیب‌های فراوان از پشتوانه‌های قانونی بسیار مستحکمی در نظام برنامه‌ریزی کشور برخوردار است،اما هیچگاه به طور جدی به مرحله اجرا درنیامده و پیامد آن ایجاد گونه‌های مختلف تمرکز امکاناتی(سیاسی-اداری، علمی-آموزشی، اقتصادی-مالی، اجتماعی-فرهنگی، بهداشتی-درمانی، صنعتی و...) در کلانشهر تهران است. این مهم را نباید از نظر پنهان داشت که مشکلات تهران ریشه در نظام سیاسی-اداری و فضایی کشور داشته و نباید حل مسائل تهران را در خود این کلانشهر، بلکه در سطح ملی جستجو نمود. لذا در تحقیق پیش رو به مبحث تراکم‌زدایی که اساساً موضوعی بین رشته‌ای است، در پرتو اجرایی‌نمودن آمایش‌سرزمین پرداخته می‌شود. تحقیق حاضر از لحاظ روش‌شناسی یک تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده که با نگرش کاربردی به بررسی اهمیت آمایش‌سرزمین در راستای تراکم‌زدایی از تهران می‌پردازد.
محمد زرشگی - مریم افشاری
DOI : 0
کلمات کلیدی : آمایش‌سرزمین، ، تراکم‌زدایی از تهران، ، تمرکزگرایی، ، برابری
فرهنگ و اقتصاد رابطه‌ای دوسویه و متاثر از یکدیگر دارند، در این بین اقتصاد فرهنگ، به بسترهای اقتصادی یک مقوله فرهنگی پرداخته و متناسب با اهداف فرهنگی و تحلیل‌های اقتصادی، به تخصیص بهینه منابع به تولید و توزیع کالاها و خدمات فرهنگی می‌پردازد. آنچه مهم است، به‌کارگیری راهبردهایی متناسب، کارآمد و مقتضی است که باید با توجه به نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدات تنظیم و اجرا گشته تا رونق اقتصاد فرهنگ و ثمرات متعددش را به‌دنبال داشته باشد. لذا این تحقیق با هدف بررسی راهبردهای موثر بر تقویت ساختار اقتصاد فرهنگ ایران به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی انجام شد که نمونه‌گیری هدفمند با تنوع حداکثری و مصاحبه عمیق تا رسیدن به حداشباع اطلاعات یعنی 20 نفر انجام شد. افراد از بین صاحبنظران و عوامل باتجربه علمی یا عملی در حوزه‌های گوناگون اقتصاد فرهنگ، از اصفهان، تهران و قم انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل براساس روش استویک ـ کولایزی ـ کن انجام شد. کدگذاری با استخراج 448 مفهوم معنادار آغاز و طی چهار سطح در 16 مضمون اصلی خلاصه و طبقه‌بندی و به توصیفی مرکب از پدیده پرداخته شد. یافته‌ها عبارتند از: «تدوین سیاست‌های کارآمد»، «گفتمان‌سازی»، «بهبود فضای کسب‌وکار فرهنگی»، «اصلاح قوانین حق‌مالکیت و تعهدات اجرایی»، «مداخله قاعده‌مند دولت و واگذاری به بخش خصوصی»، «قاعده‌مندشدن حمایت‌های کارشناسی‌شده»، «ایجاد پایگاه داده‌های دقیق»، «ایجاد نهاد متولی و به‌کارگیری مدیران کارآمد»، «شریان‌سازی سالم اقتصادی و شکل‌گیری بازار»، «بهره‌گیری از ظرفیت‌های متنوع داخلی»، «برندسازی شبکه‌ای»، «شبکه‌سازی سالم تولید و توزیع»، «راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک»، «نظارت کارآمد»، «فراهم‌آوردن زیرساخت‌» «ایجاد شهرهای خلاق».
زهرا مسعودی‌نیا - علی رشیدپور - رضا ابراهیم زاده
DOI : 0
کلمات کلیدی : اقتصاد، ، فرهنگ، ، اقتصاد فرهنگ، ، راهبرد ،
اشتغال زنان به عنوان موضوعی چالشی در سطح جامعه مطرح است و همین موضوع، عامل مدخلیت علم خط‏مشی‏گذاری عمومی است که متکفل شناسایی و حل مشکلات عمومی می‏باشد. در بستر فهم تمایز احساس و ادراک مشکل در خط‌مشی‌گذاری عمومی، در خصوص اشتغال زنان، ادراک مشکل، گویای وجود یک جو عمومی در اجتماع که جهت‏ده انتخاب زنان و هدایتگر اختیار ایشان است که این جریان، عامل ایجاد کننده اضطرار اجتماعی جهت اشتغال زنان، درون جامعه می‏باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد تبیین خط‌مشی‌های اشتغال زنان از منظر اضطرار اجتماعی است. جهت دستیابی به خط‌مشی‌های اشتغال زنان، از روش پژوهش آمیخته کمک گرفته شد؛ در این راستا، در مرحلۀ نخست، از روش کتابخانه‌ای و مصاحبه در قالب گروه کانونی و در مرحله دوم از تکنیک مدل‌سازی ساختاری-تفسیری جهت ارائه الگوی نهایی خط‌مشی‌های اشتغال زنان بهره گرفته شد. یافته‌های پژوهش حکایت از هفت خط‌مشی تعدیل تقاضا؛ گفتمان‌سازی خانه‌داری به عنوان شغل؛ ترویج مشاغل خانگی؛ پرهیز از جوزدگی در انتخاب شغل؛ مدح کنش آگاهانه؛ تبیین حسن فعلی؛ حذف عوامل ایجادکننده اضطرار اجتماعی دارد. نتایج حاصل از ماتریس تحلیل قدرت نفوذ-وابستگی نشان از این دارد که اثرگذارترین مؤلفه در الگوی خط‌مشی‌های اشتغال زنان، تبیین حسن فعلی می‌باشد که مبیّن ارجحیت خط‌مشی‌های نرم به نسبت خط‌مشی‌های دیگر در عرصۀ اشتغال زنان است.
مهدی عبدالحمید - مهدی محمدی - حسین بابایی مجرد
DOI : 0
کلمات کلیدی : اشتغال زنان؛ ، خط‌‏مشی‏گذاری عمومی؛ ، اضطرار اجتماعی؛ ، ترابط فعل و فاعل؛ ، مدل‌سازی ساختاری-تفسیری ،
کشور ایران ازلحاظ قومی دارای وضعیت ناهمگن است و هر یک از این اقوام با فرهنگ و آداب‌ورسوم و هویتی خاص که امروزه «سبک زندگی» خوانده می‏شود، از یکدیگر شناخته می‏شوند. شناخت سبک زندگی هر قوم با شرایط و ویژگی‏های خاص آن قوم، مجموعه تصمیم‌گیران کلان کشوری را در تدوین سیاست‏های کلان مدیریتی یاری می‏کند. به همین دلیل سبک زندگی قوم بلوچ ایرانی به‌عنوان یکی از کهن‏ترین اقوام ایرانی به‌ویژه در دوره پس از وقوع انقلاب اسلامی، موردمطالعه قرارگرفته است تا با شناسایی دقیق گرایش‌های مردم بلوچ درزمینه انتخاب نوع سبک زندگی خود نسبت به عوامل مؤثر در آن آگاهی کافی کسب شود. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش پیش‌رو، پرسش‌نامه است و پس از انتخاب جامعه آماری با استفاده از روش تصادفی ساده، بین پاسخ‌دهندگان توزیع و نتایج حاصله از آن با نرم‌افزارهای تحلیل آماری مورد ارزیابی قرارگرفته است. جامعه آماری این تحقیق به سه گروه اصلی تقسیم‌شده است که گروه اول از بین افراد بلوچ دارای تحصیلات دانشگاهی، گروه دوم از بین افراد دارای بلوچ تحصیلات حوزوی اهل تسنن و گروه سوم نیز از بین نمایندگان بلوچ شوراهای شهر و روستا انتخاب‌شده است. بر اساس نتایج کسب‌شده از پژوهش حاضر، بین انواع احساس از خود و نوع سبک زندگی انتخابی کنشگران جامعه قومی بلوچ، رابطه وجود دارد؛ زیرا افراد بر اساس میزان تعلق به یکی از سه نوع احساس از خود آرمانی، وانمودی و وجودی به ترتیب دارای سبک زندگی مدرن، نیمه‌مدرن نیمه‌سنتی و سنتی هستند. یافته‏های پژوهش اثبات می‏کند نوع آرمانی احساس از خود در بین گروه افراد دارای تحصیلات دانشگاهی، نوع وانمودی احساس از خود در بین گروه نمایندگان شوراهای شهر و روستا و نوع وجودی احساس از خود در بین گروه تحصیل‏کردگان حوزوی و طیف مذهبی قوت دارد؛ لذا اثبات می‏شود هرچه کنشگران جامعه قومی بلوچ، دارای تحصیلات دانشگاهی بالاتری باشند، نسبت به نهادهای فرهنگی مدرن گرایش بیشتری از خود نشان داده و دارای سبک زندگی مدرن‏تر و گرایش‌های قومی و مذهبی ضعیف‏تری هستند، لیکن هرچه تحصیلات به سمت حوزوی رفته و میزان گرایش‌های قومی و مذهبی افراد تقویت می‏شود، سبک زندگی سنتی انتخاب می‏شود البته متغیرهای زمینه‏ای دیگری نیز ازجمله جنسیت، سن، سطح تحصیلات، میزان درآمد، شغل، نوع مسکن و جغرافیای محل زندگی نیز در نوع انتخابی سبک زندگی مؤثر است.
پیمان علی محمدی
DOI : 0
کلمات کلیدی : انواع احساس از خود، ، خود آرمانی، ، خود وانمودی، ، خود وجودی، ، قوم بلوچ، ، سبک زندگی، ، هویت ملی، ، هویت قومی، ، فاصله نقش ،
هر جامعه‏‌ای بر اساس الگو‏ها و معیارهای ارزشی حاکم بر آن جامعه، ملاک‏های فرهنگی متفاوتی دارد که بر اساس اقتضائات بومی و ارزشی باید سیاست‏گذاری فرهنگی صورت ‏گیرد. نقش دانشگاه‏ها به‌عنوان نهادی فرهنگی و زمینه‏ساز فرهنگ جامعه در نظام آموزش عالی بسیار پررنگ است. در این مقاله، اسناد فرادستی آموزش عالی کشور به‏عنوان راهبردهای ابلاغی انتخاب و متن هرکدام از اسناد با انتخاب گزاره‏های الزام‏آور فرهنگی برای دانشگاه‏ها به روش کدگذاری باز و محوری، تحلیل محتوا ‏شده است. از 78 گزاره، 23 کد اصلی استخراج و کدهای باز در سه محور گروه‏بندی ‏شدند. برای استخراج معیارهای مناسب، کدهای محوری حاصل از تحلیل محتوای اسناد، مبنا قرار ‏گرفت و در ادامه، معیارهای فرهنگی برای دانشگاه‏های ایران، ارزش‌های بنیادی فرهنگی، تعالی فرهنگی و ترویج فرهنگی پیشنهاد و مهم‌ترین مفاهیم در هر معیار معرفی گردید. نتایج نشان می‌دهد که تأثیرگذارترین کد در هر معیار به ترتیب ارزش‌های اسلامی، مرجعیت فرهنگی، ترویج فرهنگ خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی بوده است.
محمدرضا زارع بنادکوکی
DOI : 0
کلمات کلیدی : آموزش عالي، ، اسناد فرادستی، ، فرهنگ، ، تحلیل محتوا، ، معیارهای فرهنگی
گسترش شبکه‏های مجازی و اینترنت، شیوه‏های اجتماعی شدن را دچار چالش اساسی کرده است؛ به‌نحوی‌که سبب شده است تا جامعه شناسان از مفهوم «اجتماعی‏شدن آنلاین» سخن بگویند. تفاوت نسل‏ها در فرایند اجتماعی شدن (مجازی و غیرمجازی)، ممکن است موجب شکل‏گیری معناها و ابژه‏های معنا‏بخش متفاوتی شود. روش پژوهش حاضر، مبتنی بر پارادایم تفسیری - برساختی بوده است که با بهره‏گیری از روش «مردم‏نگاری مجازی» صورت گرفته است. جامعه نمونه‏ تحقیق، 27 نفر از کنشگران شبکه‏های اجتماعی مجازی فعال در تلگرام و وایبر بوده‌اند که به شیوه‏ی نمونه‏گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده‏های این پژوهش از طریق مصاحبه کیفی عمیق و باز جمع‌آوری‌شده است. یافته‏های پژوهش حاضر نشان داده است: محدودیت‏های جهان عینی ازیک‌طرف و فانتزی‏های فضای مجازی از طرف دیگر، سوژه‏های جوان را به سمت استفاده از شبکه‏های اجتماعی مجازی و نهایتاً به «مجازی شدن کنش» رهنمون می‌کند. سوژه‌های مجازی، جهان ذهنی خاص خود را بر می‌سازند که به‌کلی می‌تواند به لحاظ معناها و ابژه‌ها همچنین سیالیت و سرعت تغییر، متفاوت از جهان عینی و واقعی باشد. نتایج پژوهش نشان داد: استفاده و عضویت در شبکه‏های اجتماعی مجازی، سبب برساخت شکاف‌های معنایی درون‏نسلی، سرگردانی معنایی و سیالیت ابژه‏گی و نوعی دو مرکزی شدن معناهای نسلی شده است که این مسئله می‌تواند تمایز معنایی و هویتی بین نسل‌ها، همچنین شکاف نسلی را سبب شود.
نادر رازقی - فردوس حاتمی طاهر - نریمان محمدی
DOI : 0
کلمات کلیدی : شبکه‏‌های اجتماعی مجازی، ، مجازی شدن کنش، ، ابژه‏ نسلی، ، شکاف نسلی
هدف از انجام این تحقیق، ارائه مدلی جهت تأثیر اجتماع برند بر عملکرد برند با توجه به نقش میانجی نظام پیشنهادات است؛ به‌منظور اینکه سازمان‌های تولیدکننده محصولات رسانه‌ای امکان استقرار و تعامل با اجتماع برند را در سازمان‌هایشان گسترش و افزایش دهند. این تحقیق از نوع تحقیقات پیمایشی است. جمعیت آماری پژوهش، شامل دو گروه هستند: اجتماع مشتریان و هواداران برند سونی و گروه دوم، متشکل از مدیران، بازاریابان و فروشندگان محصولات برند سونی می‌باشند. حجم نمونه آماری پژوهش برای کاربران و هم برای مدیران، بازاریابان و فروشندگان، به دلیل نبود آمار دقیق با توجه به فرمول کوکران 384 نفر انتخاب گردیدند که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده پرسشنامه به‌صورت اینترنتی و همچنین به‌صورت حضوری توزیع شد. گروه اول پرسشنامه اجتماع برند را پر کردند و گروه دوم، پرسشنامه عملکرد برند و نظام پیشنهادات را پر کردند. برای اعتباربخشی به سنجش‌ها؛ یک تجزیه‌وتحلیل عامل تأییدی با نرم‌افزار لیزرل و سپس جهت پایایی از آلفای کرونباخ استفاده گردید. فرضیه‌ها با استفاده از نرم‌افزار ساختاری پی آل اس مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد که نظام پیشنهادات، اثرات اجتماع برند بر چهار عنصر عملکرد برند را میانجی‌گری می‌نماید. جوامع برندی که در رسانه‌های اجتماعی عمل می‌کنند، می‌توانند با بهبود ارتباطات و تعاملات بین اعضا، موجب افزایش عملکرد برند گردند. همچنین وجود و استقرار نظام پیشنهادات به‌عنوان پل ارتباطی و دریافت بازخورد، می‌تواند بر رابطه بین اجتماع برند با عملکرد برند تأثیرگذار باشد.
نرجس عباداتی - باقر ساروخانی - علی‌اکبر فرهنگی
DOI : 0
کلمات کلیدی : اجتماع برند، ، رسانه‌های اجتماعی، ، عملکرد برند، ، نظام پیشنهادات ،
مقالۀ حاضر به مسئلۀ چگونگی وضعیت قوانین در دانشگاه می‌پردازد. بعد انقلاب فرهنگی در سال 1359 و بسته شدن دانشگاه به مدت دو سال، شورای انقلاب فرهنگی در قالب نهاد سامان‌بخش به وضعیت قوانین دانشگاه، در کنار دیگر وظایفی که دارد، شناخته شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی، نهادی است که به‌موازات مجلس دارای حق قانون‌گذاری در حوزه‌های مانند دانشگاه است که وزارت علوم مسئول اجرای قوانین است، اما شورای انتصابی عالی انقلاب فرهنگی، به‌گونه‌ای قوانین را وضع می‌کند که دارای کلی‌گویی، ابهام و تفسیرپذیرند که سبب می‌شوند تا مسئولان دانشگاه با سلیقه‌زدگی قوانین را تفسیر و اجرا کنند، بنابراین در پژوهش حاضر، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که وضعیت قوانین در دانشگاه چگونه است؟ و تجربۀ دانشجویان با آن چگونه است؟ برای این منظور، در چهار دانشگاه با گرایش‌های هنر، فنی، علوم اجتماعی با 50 دانشجو متشکل از فعال صنفی و سیاسی و غیرفعال و همچنین با 5 حقوقدان و آشنا با مسائل حقوقی و قانونی دانشگاه‏ها مصاحبه به‌عمل‌آمده است. بر اساس نتیجه‌گیری، وضعیت اجرای قوانین در دانشگاه، دارای سلیقه‌زدگی است؛ این مسئله در منافات با ذات کارکرد قوانین است که در پی زدودن سلیقه‌زدگی در انجام امورند. به همین سبب، دانشجویان وقتی با چنین سطح وسیعی از سلیقه‌زدگی و بی‌عدالتی در اجرای قوانین دانشگاه روبه‌رو می‌شوند، دچار بیگانگی از فضای دانشگاه می‌شوند و بنابراین از مهم‌ترین یافته‏های نظری/مفهومی، این است که قوانین در مرحلۀ وضع و نصب با منطق ایدئولوژیک زمان پیروزی انقلاب اسلامی قادر به درک منطق امروزی زندگی دانشجویی نیست.
محمد رضایی - حامد کیا
DOI : 0
کلمات کلیدی : قانون، ، دانشجو، ، دانشگاه، ، زیست دانشجویی، ، تخلف، ، شورای عالی انقلاب فرهنگی ،
هویت مسئله‌ای پیچیده، چندبعدی و متکثر است و در عین داشتن ثبات نسبی، پیوسته در حال تحول و تغییر شکل است. جهان اطراف ما، ارزش‌ها، نگرش‌ها، بایدها و نبایدها، سپهر اقتصادی و سیاسی و هر آنچه حیات اجتماعی را احاطه کرده، در شکل دادن به ساخت هویت فردی مشارکت دارد. هویت فردی، به‌رغم بیان تمایزات افراد یک جامعه با افراد جوامع دیگر، بیانگر تشابهات افراد درون یک جامعه نیز است. هدف این پژوهش، استخراج عناصر متشکله هویت فردی ایرانیان است. روش تحقیق، روش پیمایش و جامعه آماری شامل افراد بالای 16 سال مراکز استانی کشور است. حجم نمونه برابر با 1300 نمونه است که با روش نمونه‌گیری خوشه‏ای چندمرحله‌ای و به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند. داده‏های مورد نیاز نیز از طریق پرسشنامه محقق‏ساخته جمع‌آوری شده است. یافته‌های به‌دست آمده نشان می‌دهد که سیزده عامل اصلی یعنی نقش فضای مجازی، ارتباطات جمعی، بعد ایران‌گرایی، اهمیت مناسک ملی، ملی‌گرایی، اهمیت فرهنگ قومی، تمایزیافتگی فردی، بعد تمایزیافتگی عاطفی، اهمیت دین، اهمیت جامعه قومی، بعد ارزش‌های سنتی و اهمیت سرزمین قومی در کنار یکدیگر عناصر اصلی تشکیل‌دهنده هویت فردی هستند. در بین این عناصر، سرزمین قومی، کمال‌گرایی، ارزش‌های سنتی و ارتباطات جمعی نقش بیشتری نسبت به سایر عوامل در ساخت هویت فردی افراد دارند. نتایج به‌دست آمده حاکی از آن است که این عناصر برحسب جنسیت و قومیت افراد تغییر کرده و این دو عامل در تعیین برخی از عناصر هویت فردی نقش تعیین‌کننده دارند.
محمد سلگی - بهرام صالح صدق پور - حسین حیدری - احسان آقاپور
DOI : 0
کلمات کلیدی : جنسیت، ، قومیت، ، ارتباطات، ، دین، ، سرزمین، ، ارزش‏های سنتی، ، هویت فردی ،
ارتقاء کیفیت هر یک از ابعاد نرم و سخت امنیت نیاز به برنامه‏ای راهبردی دارد تا بتوان به صورت هم‏افزا، اعضای مختلف جامعه امنیتی کشور را برای تحقق اهداف تعیین شده همراه نماید. مدیریت راهبردی و آینده‏نگر امنیت، خود مستلزم وجود الگویی جامع و مانع از امنیت جمهوری اسلامی ایران است که نهادهای دخیل‏در مدیریت امنیت را از تعارضات شناختی مصون دارد. هدف این پژوهش، ارائه الگویی جامع از امنیت هوشمند در جمهوری اسلامی ایران است. ابتدا با مطالعه‏ی کتابخانه‏ای، تحقیقات پیشین مورد بررسی قرار گرفت و ادبیات نظری بحث تدوین شد. سپس با بهره‏گیری از روش دلفی نظرات ده نفر از کارشناسان فقه امنیت و امنیت نرم که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند، آنان در نقد الگوهای موجود اخذ گردید. در نتیجه محیط داخلی و خارجی امنیت نرم مورد بازنگری قرار گرفت. سپس موضوعات مرجع امنیت نرم تعیین، و امکان ترسیم توپولوژی مراجع امنیت نرم فراهم شد. در نهایت با بکارگیری داده‏های جمع آوری شده، الگوی کلان امنیت هوشمند در جمهوری اسلامی ایران ترسیم شد. در الگوی فوق، توحید ذاتی به عنوان مرجع اصلی امنیت ج.ا.ا به دلایل هستی‏شناختی در مرکز دیگر موضوعات مرجع امنیت نرم و بر فراز تمامی موضوعات مرجع امنیت قرار دارد. ارتباطات اجزای مدل در چهار محور «رابطه‏ی قدرت و سنن الهی با دیگر مولفه‏های الگوی امنیت»، «رابطه‏ی منابع قدرت، قدرت و اصل دفاع/ جنگ»، «نرم افزاری، سخت افزاری و هوشمندی دفاع/ جنگ»، «مسیرهای دفاع/جنگ» مورد تبیین قرار گرفته است.
کریم کشکولی - محمد دژکام
DOI : 0
کلمات کلیدی : امنیت هوشمند، ، امنیت نرم، ، امنیت سخت، ، قدرت هوشمند، ، جنگ هوشمند، ، دفاع هوشمند ،
پیشرفت غرب، ضعف تدریجی جوامع اسلامی و حرکت استعماری و فرهنگی غرب به درون این جوامع، دگرگونی‏هایی را سبب شد. در این میان روحانیون به عنوان رهبران دینی و سنتی مردم، نسبت به ورود مظاهر تمدن غرب در اشکال ناسیونالیسم، سکولاریسم، لیبرالیسم و غیره که از طریق دولت‏های استعماری و روشنفکران غرب‏گرای داخلی انجام می‏شد، واکنش جدی نشان دادند. موضوع اصلی پژوهش حاضر بررسی این امر است که واکنش علمای شیعه نسبت به مظاهر تمدن غرب چگونه بود؟ فرضیه پژوهش که بر رویکرد تطبیقی مبتنی است، نشان می‏دهد که دیدگاه روحانیت نسبت به این پدیده در طیف وسیعی از رد کامل مظاهر تمدن غرب تا پذیرش بدون قید و شرط آن در نوسان بود. شیخ فضل الله نوری و آیت الله نائینی از زمره رهبران مشروطه به شمار می‏رفتند که به پذیرش مظاهر تمدن غرب به دیده تردید نگاه کردند و با وجود تاییدی که نائینی از آن داشت، تلاش کرد تا به مانند نوری آنها را در چارچوب دینی تفسیر و جواز آن را صادر کند. نتیجه بیانگر این امر است که تفاوت دیدگاه‌های نوری و نائینی در برخی موضوعات نظیر ناسیونالیسم تا حدودی مشهود است و در برخی موضع‏گیری‏ها مشابه عمل کردند.
محمود نقدی پور - فیض الله بوشاسب گوشه - سهیلا ترابی فارسانی
DOI : 0
کلمات کلیدی : نوری، ، نائینی، ، اسلام، ، تمدن غرب، ، ناسیونالیسم، ، سکولاریسم، ، آزادی
از آنجا که داشتن تفکر استراتژیک پیامدی موثر و مستقیم در سیاستگذاری و برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه دارد و از طرفی از ارکان مهم و موثر دانشگاه است، مقاله حاضر در صدد بررسی میزان تفکر استراتژیک اعضای هیات علمی و ارتباط آن با یادگیری سازمانی است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی؛ از نظر روش گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات کمی و غیر آزمایشی و از نظر نحوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ‌آماري شامل كليه اعضای هیات علمی تمام وقت و مدعو دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان در سال تحصیلی 96-95 شامل 260 نفر است. حجم نمونه با روش تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان برابر با 155 نفر انتخاب شدند. اولین ابزار پژوهش پرسشنامه، تفکر استراتژیک گلدمن ( 2005 ) با چهار مولفه تفکر سیستمی، تفکر مفهومی، آینده‏نگری و فرصت‏طلبی هوشمندانه است. دومین ابزار مورد استفاده، پرسشنامه یادگیری سازمانی نیفه (2001) شامل هفت مولفه‏ چشم‏انداز مشترک، فرهنگ سازمانی، کار تیمی و یادگیری تیمی، تسهیم دانش، تفکر سیستمی، رهبری مشارکتی و مهارت‏ها و شایستگی‌های کارکنان است. روایی محتوایی پرسش‏نامه‌ها مورد تأیید متخصصان و استاد راهنما قرار گرفته است. پایایی پرسش‏نامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، برای تفکر استراتژیک، 83/0 و برای یادگیری سازمانی، 91/0 برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل از روش‌های آماری توصیفی و آمار استنباطی(همبستگی پیرسون، t تک نمونه‌ای و رگرسیون) استفاده شد. نتایج نشان داد: وضعیت تفکر استراتژیک و یادگیری سازمانی اعضای هیات علمی بالاتر از حد متوسط است، اما وضعیت یادگیری سازمانی بهتر از تفکر استراتژیک آنهاست. بین دو متغیر تفکر استراتژیک با یادگیری سازمانی اعضای هیات علمی رابطه مثبت و معناداری (512/0 = r) وجود دارد که اين رابطه در سطح آلفای 01/0 معنی دار است. به عبارت دیگر، هرچه اعضای هیات علمی از ابعاد تفکر استراتژیک بیشتری برخوردار باشند، یادگیری سازمانی آنها نیز بیشتر خواهد شد.
حميد شفيع‌زاده
DOI : 0
کلمات کلیدی : تفکر استراتژیک، ، یادگیری سازمانی، ، اعضای هیات علمی ،

معرفي نشريه

صاحب امتیاز : پژوهشكده تحقيقات راهبردي
مدیر مسئول :محسن رضایی میرقائد
سردبیر :مهرداد نوابخش
هیئت تحریریه :
تقي آزاد ارمكي
سوسن باستاني
ابراهيم حاجياني
علي ربيعي
محمد زاهدي اصل
حسين سراج‌زاده
سيديعقوب موسوي
حميد عبدالهيان
مسعود كوثري
محمدباقر نوبخت حقيقي
علي يوسفي
شاپا : 2251-7081
شاپا الکترونیکی :

نمایه شده